مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
85
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
آگاه باشيد ، در ميان شما جز چاپلوسى ، شر ، فساد ، نخوت ، عجب ، كينه ، و تملق گويى چيزى ديده نمىشود . شما همچون گياهى هستيد كه بر منجلاب برويد يا نقرهاى كه در خاك مدفون باشد . بدانيد كه شما بد ذخيرهاى براى آخرت خويش فرستادهايد . شما سزاوار خشم خداييد و در عذاب ، جاويد خواهيد ماند . آيا مىگرييد و صدا به شيون بلند مىكنيد ؟ آرى به خدا سوگند كه بايد بسيار بگرييد و اندك بخنديد . ننگ اين جنايت دامنتان را آلوده ساخته و با هيچ آبى نمىتوانيد آن را بشوييد . مگر مىشود خون پسر خاتم پيامبران و معدن رسالت و سرور جوانان اهل بهشت را شست ؟ شما كسى را كشتيد كه پناهگاه نياكان و دادرس پيش آمدهاى ناگوار و جايگاه نور و محبّت شما و پيشواى سنّت شما بود . بدانيد كه گناهى زشت مرتكب شدهايد و از رحمت خداوند دور باشيد و نابود گرديد . كوششهايتان بى نتيجه و دستهايتان بريده باد . شما سخت زيانكاريد و خشم خدا را به جان خريديد و داغ خوارى و بيچارگى بر شما نقش بست . اى مردم كوفه ، واى بر شما ، آيا مىدانيد كه چه دلى از رسول خدا ( ص ) خراشيديد و چه جگرى از او شكافتيد و چه كسانى را از پردهء عصمت بيرون آورديد ؟ آيا مىدانيد كه چه خونى از پيامبر ( ص ) ، بر زمين ريختيد و چه حرمتى از او هتك كرديد ؟ شما گناهى بزرگ ، سخت ، زشت ، ناروا ، خشونتآميز و شرمآور مرتكب گشتيد . گناهى كه زمين را پر كرده و آسمان را فرا گرفته است ! آيا در شگفتيد كه از آسمان خون ببارد ؟ هر آينه عذاب آخرت ذلت بارتر و سختتر است ، شما را در آن روز يارى نمىكنند . مبادا مهلتى كه به شما دادهاند تحريكتان كند ، زيرا خداوند در دادن كيفر شتاب نمىكند و از سپرى شدن وقت مكافات بيمى ندارد ؛ و پروردگارتان در كمينگاه است . » راوى گويد : به خدا سوگند ديدم كه مردم در آن روز گريان و سرگردانند . دستهايشان را بر دهان گذاشتهاند . پيرمردى را ديدم كه در كنارم ايستاده بود و آنقدر گريست كه محاسنش تر شد ؛ و مىگفت : پدر و مادرم فدايتان باد ، پيرانتان بهترين پيرها ، جوانانتان